حسين بن منصور الحلاج ( مترجم : قاسم مير آخورى )

318

مجموعه آثار حلاج ( طواسين ، كتاب روايت ، تفسير قرآن ، كتاب كلمات ، تجريات عرفانى و اشعار ) ( فارسى )

محافظت كند . اگر در دنيا كسى از اين دسته باقى نماند ، دليلى براى حفظ دنيا وجود نخواهد داشت . پس مقصود ، دليل بقاى كلمه « اللّه » است كه افراد خاص از آن آگاهى دارند و آن متذكر شوند . اى بسا در همان زمان ممكن است كسانى باشند كه ذكر « اللّه » گويند ، بىآن‌كه از آگاهى داشته باشند . ولى اين ذكر بىآگاهى ، اعتبار و منزلتى ندارد . مراتب ذكر نزد عارفان و اهل اللّه نهصد و پنجاه و يك درجه است و نزد ملامتيان نهصد و بيست درجه . ذوالنون مصرى گفت : ذكر خدا غذاى جان من است ، و ثناى او ، شراب جان من است و حيا از او لباس جان من است . بايزيد بسطامى مىگويد : سى سال خدا را ياد كردم ، چون خاموش شدم نگاه كردم كه حجاب من ذكر من بود . ابو القاسم جنيد بغدادى مىگويد : حقيقت ذكر فانى شدن ذاكر در ذكر است ، ذكر در مشاهده مذكور . مولوى گويد : ذكر حق كن بانگ غولان را بسوز * چشم نرگس را از اين كركس بدوز صبح كاذب را ز صادق واشناس * رنگ مى را باز دان از رنگ كاس آنچه عيسى كرده بود از نام هو * مبتدى پيدا ورا از نام او چون‌كه با حق متصل گرديد جان * ذكر آن اين است و ذكر اين است آن اين‌قدر گفتيم باقى فكر كن * فكر اگر جامد بود رو ذكر كن ذكر آرد فكر را در اهتزاز * ذكر را خورشيد اين افسرده ساز اصل خود جذب است ليك اى خواجه تاش * كار كن موقوف آن جذبه مباش ( مثنوى )